ه و خطراتی که ممکن است برایش بوجود بیاید، از این کار پشیمان شده است، با لحن مطمئن میگوید: «کار من برای رضای خداست و مطمئن هستم که ما را کمک میکند. در این مسیر نه تنها پشیمان نیستم بلکه عزمم نیز جدیتر شده است.» معلوم نیست تا چه اندازه ادعاهای مدیر این سایت در مورد نیت و قصدش رنگ واقعیت داشته باشد
از تهیهکنندگانی میگفتند که از شرطگذاری سوپراستار معروف برای دادن نقش اول به گیتاریست جوان آرین عصبانی بودند و حتی قراردادشان را لغو کرده بودند اما سماجت آن سوپراستار جواب داد و آن گیتاریست جوان و خوشقیافه راهی سینما شد؛
اتفاقی که سینمای تجاری ایران هرگز از آن متضرر نشد. در بهمن سال ۸۱ تماشاگران اولین بار او را در فیلم “شام آخر” فریدون جیرانی دیدند.
ائل نمیشوند و ما را به برخی مسائل متهم میکنند. از این توهینهای بسیاری که به ما میشود بیزارم و نگرانی در مورد فیلتر کردن سایت یا برخورد قضایی ندارم چرا که طبق دین و شرع عمل میکنم، ضمن اینکه از مشاورههای حقوقی هم بهرهمند هستیم.» به گزارش قانون ، او در خصوص این سوال که یک مراجعهکننده چندبار به
”کافه سینما” به نقل از روزنامه “هفت صبح” بر مقدمه مطلبی با عنوان “محمدرضا گلزار کجاست؟” افزوده است:
در مقابل هانیه توسلی و کتایون ریاحی. نامش محمدرضا گلزار بود، با چهرهای معصوم که بلافاصله همراهی تماشاگر را به دست میآورد و بیانی متوسط…او جای خالی سوپراستار مرد در سینمای تماشاگرپسند را به سرعت پر کرد؛ کاری که هیچکس حتی بازیگران ماهرتر و قدرتری مثل فروتن ،عربنیا و رادان نتوانستند انجام دهند. در یک دههای که متعاقب شام آخر آمد، نام گلزار همواره مترادف اقبال تماشاگران و موفقیت فیلم در گیشه بود. او یک تنه میلیاردها تومان سود برای سینمای ایران درآمد داشت و البته دستمزدهای نجومی خودش هم شهره آفاق شده بود؛ مثل (مبلغی) که برای یک هفته کار در “دموکراسی در روز روشن” گرفت یا دستمزد نجومیاش برای بازی در سریال “ساخت ایران”. مهندس و گیتاریست سابق، بچه محله اندیشه عباسآباد ،در این یک دهه، جزیره اطمینان دریای متلاطم سینمای ما بود. جلوتر از مهناز افشار و امین حیایی و الناز شاکردوست.
های تنظیمی، کنترل قیمتها، سیستم یارانهها و مجموعهای از مکانیزمهای دخالتی دولت در اقتصاد، شرایطی را فراهم آورده که وابستگی اقتصاد به دولت را به امری ذاتی در کشور تبدیل کرده است؛ شرایطی که درآمد نفتی در آن نقش بارز و مسجلی داشته است. اما شاخصها و آماره برخی این مرکز را فروش زنان یائسه و مطلقه خو
او به ندرت نقشآفرینی متمایزی انجام داد (به جز بوتیک). به لحاظ هنری برخلاف رادان و فروتن و حامد بهداد و شهاب حسینی کوچکترین جاهطلبی سینماییای نداشت. مهناز افشار از یک همبازی مناسب گلزار تا سطح بهترین بازیگران زن سینمای ایران پیش رفت اما گلزار در همان دایره قدیم چرخ میزد. شاید تنآسا بود…شاید هم سینما دغدغه اصلیاش نبود…شاید هم این تله تهیهکنندهها بود تا گلزار آن شمایل مردمپسند معمول را رها نکند. هرچه بود تماشاگران دوستش داشتند حتی به قیمت اینکه بسیاری او را نماد احیای سینمای فارسی میدانستند.
اما شاید دوره او هم تمام شده باشد. پس از شکست پروژه سریال شبکه خانگی ساخت ایران ،آخرین فیلم او “تو و من” با یک فروش حقیرانه آخرین نفسهایش را در سینماهای تهران میکشد. با فروش روزانه کمتر از کمدی جنگی ضد گلوله. با فروشی معادل یک دوازدهم کلاه قرمزی در هر روز؛ آن هم در فیلمی که سازندگانش در همه زمینهها سنگ تمام گذاشتهاند.
از میکس الناز شاکردوست و بهنوش بختیاری گرفته تا غمزههای گل درشت و کرشمههای پر آب و تاب و البته فامیل بازی درجه یک ! دوران گلزار تمام شده است؟ پس از یک دهه؟ بازیگر ۳۷ ساله سینمای ما در سنی که همه ستارگان بزرگ تازه قدرت نمایی اصلیشان شروع میشود به حاشیه سینما خواهد رفت؟ راستی گلزار الان کجاست؟